سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
تراشه های فکر

بگو از کدامین قبیله ای برادر

چهارشنبه 89 آذر 17 ساعت 11:14 عصر

 

 

بگو از کدامین قبیله ای برادر!؟


و امروز بر چشم های قبیله من

    گریه مکروه!

              خفتن حرام

و دیدن - عمیق دیدن –

                 واجب عینی است


درهربرهه از تاریخ وظایفی بر دوش اقشار آن دوره است. ما کجای تاریخ ایستاده ایم؟
گمان نبریم که تنها عاشورا صحنه امتحان بود و کربلا ظرف  بلا، ودیگر هیچ…

صحرای آزمون به وسعت تاریخ است

از دلت بپرس چه میکنی؟
·       
میمانی یا میروی؟
·       
 لبیک به ندای هل من ناصرینصرنی مولایت میدهی؟ یا راهت را کج میکنی تا ندا را نشنوی؟

درعاشورای 61 یاران امام حسین پیروزمردانه جنگیدند و نامی ماندگار به جای گذاشتند.
 در آذر 1332 دانشجویان نشان دادند، سر به شمشیر فرود می آورند اما تن به ذلت نه!
 در آبان 57 هم باز همین  دانشجویان لانه شیطان را تسخیر کردند وادامه شیطنت جاسوسان راقطع!

بیاندیشیم من و تو کجای این قافله پر افتخار ایستاده ایم!

برویم یا بمانیم، مختاریم!
برویم و امام را در ظلمت بی وفایی شب تاسوعا رها کنیم! یا بمانیم و امام و دینمان را یاری کنیم وجاودانه تاریخ شویم!
و راستی! مختار بودن، بعد از شهادت امام هیچ سودی ندارد!

و مختار پیش از حادثه، من و توایم! و لابد ناچاریم به انتخاب! و بزرگی
آدمها به بزرگی انتخاب آنهاست!
و  انتخاب آدمی
همواره با اوست تا ابد!

باید بدانیم امروز - در روز دانشجو – جانمان را در راه چه باید فدا کنیم!
امروز  چه چیز را باید تسخیر کنیم؛ شیطان لانه های بیشماری دارد، هنوز ظالم
وجود دارد! و دشمن همیشه بیدار است وهر لحظه با ترفندی نو آماده میدان!

باید بیندیشیم وظیفه ی تاریخی نسل ما چیست! و امروز چگونه باید به ندای هل من ناصر ینصرنی امام زمانمان پاسخ دهیم، او که هر لحظه این ندا را سر می دهد. که اگر313 نفر خالصانه او را لبیک گویند او خواهد آمد!

و شاید امروز متخصص شدن در علوم و رسیدن به اوج قله های علمی و ایمانی، خطیر ترین وظیفه نسل ماست! و شکستن هیمنه ظلمی که استکبار با انحصار گرایی در علم و دانش ایجاد کرده است!

هدف ما ایستادن بر قله هاییست که دوستان به دیدنش شاد خواهند شد و دشمنان از عظمت آن داغدار

راه پر پیچ و خم است

اما می شود، می توانیم


عاشورای من و تو امروزست، و کربلای ما دانشگاه!

بگو از کدامین قبیله ای برادر!؟


 

 



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : راحل | نظرات دیگران [ نظر]

    نامه ای به فرزند شهید حمید باکری

    یکشنبه 89 مهر 4 ساعت 10:6 عصر

     
    به نامش که فرمود:
    لا تحسبن الذلین قتلوا فی سبیل الله امواتا

     

    برای برادرم احسان
    او که فرزند مرد حماسه و ایمان، حمید باکری بود

     

    برادر سلام
    ببخش که نامه ام کمی – چیزی حدود بیست سال- دیر شده است.
    دیده ای اغلب ما وقتی کارمان به کسی می افتد، از او یاد می کنیم! و سراغش را می گیریم و هرجا که باشد پیدایش می کنیم؟
    هرچند این حرف اصلا درست نیست، چون کار ما همیشه به شهدا و میراثشان می افتد. اما خبرهای این روزها، باعث شد تا برایت چند خطی بنویسم.

    رفیق نادیده عزیز!
    راستش این نوشته، نامش باید یک "ببخشید نامه" باشد تا "نامه"؛ به خاطر خیلی چیزها، به خاطر خیلی کس ها، به خاطر...

    رفیق!
    ببخش که در این سال ها، پدران ما حق پدران شما را ادا نکردند. شما که می گویم تو و هزاران فرزندی شهیدی است که یادگاران غیرت و مردانگی اند.
    • عده ای از پدران ما- ما! همان هایی که عکس شهید بر دیوارهای خانه هامان و یادشان در دلهایمان جا خوش کرده است -  سرشان گرم سازندگی بعد از جنگ شد و به قول پدر سرخ پوشت:"  به مخالفت با گذشته خود برخواستند و از گذشته خود پشیمان شدند". خاطرات گذشته و همه آن رشادت ها و حماسه ها را عقبگرد و مرده پرستی خواندند و امروز آنچه در توان دارند را برای محو نام و خاطره شهید و شهادت و قداست زدایی از آن، می گذارند.

    • عده ای دیگر که آن قدر  ترش و شیرین دنیا زیر زبانشان مزه کرد و آن چنان " در زندگی مادی غرق شدند" که " راه بی تفاوتی را برگزینند و همه چیز را فراموش کردند" و نه شهدا و نه فرزندان شهدا، که حتی همه آن ارزشهایی که آنان برای آن فدایی بودند را هم به دست نسیان سپردند.

    • بگذار از پدران دسته سومی خودمان چیزی برایت نگویم؛ آنها که باز به قول شهید سرافراز حمید باکری "به گذشته خود وفادار ماندند و احساس مسئولیت کردند ".
    که ندانستند چگونه باید پدری کنند.
    که ندانستند بدترین چیز برای فرزندی که پدرش را از دست داده است، ترحم است؛ دردی بدتر از بی پدری حتی!


    برادرم!
    ببخش ما را که شهدای مقدس خودمان را آنقدر دست نیافتنی کردیم، که حتی نتوانستیم با فرزندانشان از سر خجالت و احترام زیاد هم که شده، دوستی کنیم.

    برادرم!
    ببخش ما را که دست روی دست گذاشتیم، و گذاشتیم از شهدا تنها اکتفا به نامشان کنند. به اسم چند خیابان و همایش ها و یادمان ها ....، و یادمان رفت میراث معنوی شهیدان را: انقلاب و اسلام از یکطرف، و ناموس و فرزندانشان را از طرف دیگر

    عزیزتر از جان!
    ببخش ما را که فردای قیامت - به حتم - در پیش پدرانتان شرمنده ایم و راستی انصاف و حق هم این نبود. که اگرآن روزها پدر من در جبهه شهید می شد، و پدران شما، تکلیفشان ماندن رقم می خورد، انتظار امروز من از تو و پدرت چه ها که نمی بود! و چه گلایه ها که نمی کردم...

    برادر بزرگترم!
    شهدا دیروز رفقای پدران ما بودند – و برای خیلی ها هنوز هم هستند – و امیدوارم امروز ما رفیقان تو باشیم.
    پدرت دیروز فرمانده پدرم بود و امیدوارم امروز تو فرمانده ما باشی
    پدرت دیروز الگوی جبهه های خون و عشق و آتش بود و انتظار می رود امروز تو الگوی ایمان و عشق و بصیرت ما باشی.

    بزرگوار!
    من خجالت می کشم شما را نقد یا نصیحت کنم و به این خجالت افتخار می کنم. و راستی هم نه اهلیت آن را دارم و نه البته صلاحیت و سوادش را.


    اما تو را به روح پاک پدرت قسم می دهم، یک بار دیگر وصیت نامه پدرت را – که طبق وصیت نامه خودشان، حتما بارها و بارها خوانده ای- یکبار دیگر بخوان و برای من هم معنی کن.

    "قدر این انقلاب اسلامی را بدانید و مدام در جهت تحکیم مبانی جمهوری اسلامی کوشا باشید و زندگی خودرا صرف تحکیم پایه های این جمهوری قرار دهید ."

    پدران شما، فدائیان اسلام و انقلاب و یک رهبر الهی بودند و به قول آن امام سفر کرده: "حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است".

    احسان عزیز!
    تو باید راه را نشانمان دهی!
    تو باید بگویی وقتی دشمنانی که به خاطر فتنه انگیزیشان دویست هزار و هشتاد هزار شهید عزیز – که هر کدامشان در خوبی عالمی برای خود بودند- جان پاکشان را تقدیم اسلام و انقلاب می کنند، برای ما "سوت می کشند و کف می زنند و هلهله می کنند"، چه باید کرد؟
    درس های آن پیر سفر کرده مبادا که در گذر سالها، از نظر بیفتند:" روزی که دشمن از ما تعریف کند باید عزا گرفت... معلوم مى‏شود در ما اشکالى پیدا شده است، آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم"
    چرا دشمنان و کثیف ترین بوق های تبلیغاتی آنان- که دین و انقلابمان را هم قبول ندارند چه رسد به ما و شهدای ما را - باید برای ما اعلام نگرانی کنند؟ و در مدح ما بیانیه بدهند و نطق کنند و ...

    یادگار عزیز شهید باکری!
    شما فرزندان شهدا، باید انقلاب ناطق باشید برای ما
    ببخش اگر گاهگداری حرفهایم بوی طلبکاری به خود می گیرد.آخر! از آدم های بزرگ همیشه انتظارات بزرگ هم می رود. اشتباه این آدمها، مثل ما آدمهای عادی نیست، مضاعف است، هم خودش و هم نتیجه اش.
    مگر خداوند به زنان پیغمبر نمی فرماید: "ای زنان پیامبر ، هر کس از شما مرتکب کار زشت در خور عقوبت شود ، خدا عذاب او را دو برابر می کند و این بر خدا آسان است. احزاب 31 "

    برادر!
    حتی تصور اینکه دشمن می خواهد من و برادرم را رو در روی هم قرار دهد، تنم را می لرزاند.
    تو از تبار مردان سرو قامتی!
    دوباره بایست، تا چگونه ایستادن را از تو بیاموزیم

    بایست، تا آنانکه افتادنمان را می خواهند، بیفتند.
    بایست که پدرت می بیند! که شهدا زنده اند! که شهدا عند ربهم یرزقون اند!
    بایست که فردا شرمنده پدرت و دویست و هشتاد و شش هزار که نه، صدوبیست و چهار هزار پیامبر و چهارده معصوم و حضرت امام و حضرت موعود عج الله تعالی فرجه الشریف ، و خیل صلحا و دلدادگان و جانبازان نباشیم، نه ما و نه تو!

    برادرم!

    ما با هم برادریم
    حتی اگر همه دشمنان با همه زر و زور تو تزویرشان، میانه تو و مرا بخواهند خراب کنند

    ما با هم رفیقیم
    که اگر دشمنان، جنگی دیگر را آغاز کنند، خواهند دید، چطور من، تو و پدران و مادرانمان، پرشکوهتر از آن هشت سال به میدان خواهیم آمد!
    آخر ما نان حلال انقلاب و امام را خورده ایم.

    ما فرزندان سید علی روح خداییم! او که در بحبوحه این عصر شیطنت و شیطانیت، رهبری رحمانیست

     

    احسان عزیز!
    به خدا می سپارمت
    برایم دعا کن
    برایت دعا می کنم



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : راحل | نظرات دیگران [ نظر]

     

    به نامش
    باشد برایش


    تماشای مراسم دیشب(پنجشنبه شب) خانه سینما ناباوارانه و در برخی مواقع تهوع آور بود.
    چه، عده ای که - چون جیره و مواجب مفت خوریشان از جانب دولت قطع شده است -
    انگار این روزها به پیسی! خورده اند، شروع به عقده گشایی کردند و هرچه دلشان خواست کردند و آنچه دلشان خواست گفتند.

    برای شرح ماجرا به اینجا و اینجا می توانید مراجعه کنید.

    اما نکته جالب این است که همین عده ای که نامشان را هنرمند گذاشته اند و به ضرث قاطع بی بندو بارترین اقشار جامعه را تشکیل می دهند( البته بعد از قشرهایی که حیات و ممات سوسک وار  ِزیرزمینی دارند مثل روسپیان و رقاصه ها و ....)، از جیب مردمی می خورند که یک ریال هم برای آن ارزشی قائل نیستند!
    به اصطلاح هنرمندانی که هر ماه یا هر سال به صورت صوری هم که شده زن فلان هنرپیشه در فلان فیلم می شوند و پشت پرده را هم الله اعلم!( تهمت نیست! می توانید به آمارهای ازدواج و طلاق این هموطنان تنوع طلب نگاهی بیندازید!)
    .

    نکته جالبتر اینکه دقیقا همین افراد دیکتاتور، به سوی دولتی که با اینکه خواست قاطبه ملت است، آن را قبول ندارند! کاسه گدایی بیمه و حقوق صنفی دراز کرده اند!
    به قولی:"خودش بده اما پولش نه"!
    و بازی معروف: "با دست پس می زنن، با پا پیش می کشن" را با هنرمندی! تمام بازی می کنند!

    نمی دانم چرا این لمپن های فرهیخته نما! همچون دیگر هم صنفان خائن و وطن فروش که در شانزلیزه و سواحل هاوایی مبارزات شجاعانه خویش را با حکومت ضد دموکراسی و ضد آمریکایی و ضد همجنس بازی و ضد ... و ضد چیز ! ادامه می دهند،1 از وطنی که هیچ دلبستگی ای برای آن ندارند و به قول حضرت امام"حتی از دور دستی بر آتش نداشته اند" کوچ نمی کنند؟!

    وطنی که برای سربلندی و سرفرازی آن دویست هزار! البت بیشتر! جوان های پاک تر از باران و بهاران هدیه شده است
    جوانانی که هر یک تار موی آنها به هزار هزار از این ....! شرافت دارد.


    تایادم نرفته در رابطه با خاندان کوثری بگویم!

     

     

     

     

    جهانگیر کوثری که معرف حضور است!همان پیرمردی که چند سالیست مجری "ورزش از نگاه دو" شبکه دوست!

    و البته صبیه محترهم ایشون،باران خانوم کوثری!
    که از سریال "صاحبدلان" بر سر زبان ها افتاد و بعدها در فیلمهایی نقشهایی... را درست در عکس جهت همان فیلم، بازی کرد. مثلا در فیلمی نقش یک دختر هرجایی2 ماجرا جو را دارد، در فیلمی دیگر ....

    غرض معرفی این خاندان محترم نیست!
    بلکه نگاهی دقیقتر به کسانی است که از صدقه سر این دولت و ملت به آلاف و اولوفی رسیده اند و امروز....


    این عکسها را ببینید:

    و این عکس را :

    پدری که چند ساعت امین دیدگان ملت ایران می شود و مسئولین ساده صدا و سیما( البته قطعا واژه "خام" واژه مناسبتری خواهد بود، هرچند، واژگان مناسبتر دیگری هم موجود است که ...) تریبون ملی را به دست کسی می دهند که از آویختن بند و پاتیل غربی به خودش ابایی ندارد و دختری که بعد از گذشت ماه ها از فتنه، هنوز اصرار بر فتنه گری دارد.3


    ----------------------------

    1. البته یکی دو ماه اول به صورت خاص و یکی دو سال اول به صور عام، این ... ها خریدار دارند، بعد که تبدیل به مهره سوخته شدند از جعل خبر و جاسوسی علنی و .... بگیر تا پادویی توی بارها و جمع کردن کثافات اجنبی ها.... همه کاری می کنند

    2. نام آبرومند فاحشه. در فیلم سینمایی دایره زنگی!

    3. البته شاید این دست بند سبز براش شفای عاجل هم بوده باشد!. به هر حال خداوند همه مومنین و مومنات رو اولا و بعد، کافرین و کافرات رو - اگر هدایت پذیر هستند- شفای کامل عنایت بفرماید.

    4. برنامه نود سینمایی! یا همون هفت، به میزبانی و مجری گری آقای جیرانی و عنایات مربوطه هم بماند برای بعد انشاءالله

    ___________________________

    *. سالهاست برایم سوال است:

    • اگر حضرت ظهور کنند، تکلیف صنایعی مثل سینما یا تلویزیون و مشخصا فیلم و سریال و اینها چه خواهد شد؟
    • اینکه مردی به صورت صوری هم که شده، زن فلان نامحرم می شود و ...
    • یعنی آیا انسان عهد ظهور، نیازی به خیمه شب بازی هایی اینچنین خواهد داشت؟
    • آیا فطرت شکوفای بشری، اصلا احساس نیازی به چنین چیزهایی می کند؟

     

    **. هنوز هم فکر می کنم هیچ کدام از این حرفها سر سوزی افراط و تفریط ندارد!





  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : راحل | نظرات دیگران [ نظر]

     

     

     

     

    به نام او که فرمود:

    یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّـهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُون صف8

    آنان می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی خدا نور خود را کامل می‌کند هر چند کافران خوش نداشته باشند!

     

     

          اول   :     

    امروز که سی و دو سال از انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران می گذرد و در سایه رهبری مقتدرانه و حکیمانه دو عالم الهی نه تنها ایران از عزتی روز افزون در بین کشورهای اسلامی و جهان برخوردار شده است که حتی اسلام و مسلمین نیز جایگاهی والا یافته اند.

    اگر روزگاری مظاهر اسلام، نوعی عقب ماندگی به حساب می آمد، امروز مسلمانان در همه جای عالم با افتخار نماز می گزارند، روزه می گیرند و اعتقادات خودشان را با افتخار اعلام می کنند.

    اگر در همین چند دهه پیش، افرادی که پدر و مادری مسلمان داشتند، احساس سرشکستگی می کردند، امروزه گرایش به اسلام و ایمان با سرعت هرچه تمام تر در حال رشد است و هرچه شیطنت غرب در بدنام کردن مسلمانان بیشتر می شود، افراد بیشتری در آمریکا، اروپا و .... با مطالعه و دریافتن حقانیت آن، به این دین مبین مشرّف می شوند.


    با گسترش اسلام خواهی در جوامع غربی و بیداری اسلامی در بین کشورهای مسلمان به مرکزیت ایران اسلامی، هراس غرب نیز از این حقیقت رحمانی، بیشتر   می شود:

    • یک روز به دست احمقی سر سپرده، معجزه پیامبر آخرین را خدشه دار می کنند! و جالب اینکه با جوایز بیشمار هم از این نویسنده ملحد بی مغز قدردانی می کنند، اما وقتی اقتدار اسلام را در کلام مردی الهی به نام خمینی روح خدا (ره) می شنوند، پوزه در توبره خویش فرو برده سکوت می کنند.
    • یک روز به بهانه خوش باشی، پیامبر صلح و دوستی را، هدف کینه قرار می دهند و با تمسخر و کاریکاتور به استقبال پیامبری می روند که رحمت للعالمین بود.

    . . . .

    • و امروز با خیمه شب بازی تعدادی دیوانه زنجیری، عواطف یک ملیارد و پانصد ملیون مسلمان را در سراسر عالم خدشه دار می کنند.


    در زمان حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام)وقتی خبر می رسد که گوشواره از گوش زنان آن هم زنان  غیر مسلمان - به زور کشیده اند، حضرت بر می آشوبند و می فرمایند: «اگر کسی از شنیدن این خبر، از اندوه بمیرد، شایسته ملامت نیست».

    چه شده است مارا؟  
    مگر سکوت در برابر این گستاخی عظیم، بخشیدنی است؟ اگر خود حضرت امیر در این عصر جاهلیت مدرن حضور داشتند، آیا می توانستند ساکت دست روی دست بگذارند و آرام و قرار بگیرند؟

    • مسئولین استانی و شهرستانی، آیا همیشه باید از قافله امت همیشه در صحنه و فدائیان اسلام و انقلاب عقب بمانند؟ و تا مردم خودشان دست به اقدام نشوند، آبی از اجاق آنها گرم نشود!؟


    • دستگاه دیپلماسی خارجی ما آیا نباید با هدت و شدت، و با بسیج نیروی عظیم جهان اسلام، مانع از تکرار جسارت هایی اینچنین شوند؟
    • ظرفیت عظیم کشورهای اسلامی را چه شده است؟   
    • چه بر سر شیوخ بی خاصیت خلیج فارس آمده است؟
      یعنی خادم الحرمین الشریفین هنوز از گیلاس و شراب و رقص و حرامسرا فراغت نیافته است تا بداند در دنیا چه می گذرد؟

    • پس مدعیان صلح و انسانیت کجا خزیده اند؟
      جناب دبیر کل سازمان ملل! تشریفتان در نیویورک است یا تلاویو؟ خبر های سیل ویرانگر پاکستان و وقایع اخیر را شنیده اید؟

    خانوم جایزه صلح نوبل! پس چه غلطی می کند؟ آیا قرآن عزیز و یک ملیارد و پانصد میلیون مسلمان، ارزش نیم خط اعتراض را ندارد؟
     آیا هموطنان و ( در ظاهر هم کیشا ایشان) اندازه هم جنسبازان کثافت غربی ارزش اعتراض ندارند؟


    • اصلا آیا امروز کسی از مسئولین، حکم تاریخی حضرت امام(ره) را در سال 67  به خاطر دارد؟:

    "از مسلمانان غیور مى‌خواهم تا در هر نقطه که آنان (سلمان رشدی و ناشران کتاب های او) را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسى جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است. انشاءاللّه."

    اگر واقعا این حکم  و تاکید مقام معظم رهبری مبنی بر" غیر قابل تغییر بودن آن" پی گیری و اجرا می شد، آیا امروز شاهد چنین گستاخی هایی از تفاله های این ملعون و امثال او می بودیم؟

    • دستگاه قضایی و سیاست خارجی چرا نباید از ظرفیت های موجود در محاکم بین المللی برای مجازات صحنه گردانان این خیمه شب بازی های زشت و عوامل در صحنه آنها استفاده نکند؟

     

      دوم:

    همه ادیان الهی که ریشه در دین حنیف حضرت ابراهیم دارند،  از سرچشمه واحد ِوحدانیت و تسلیم و عبودیت جریان یافته اند و تعالیم آسمانی همه ادیان الهی، همه موحدان و یکتا پرستان عالم را به پرهیز از اهانت به آیین و اقوام و ملل دیگر دعوت کرده است.

    لذا اقدام غیر انسانی و نفرت بر انگیز اهانت به ساحت قدسی قرآن عزیز و به آتش کشیدن و توهین گستاخانه به محضر منور این کتاب آسمانی -که به حق لب البّاب همه اصول انسانی وفضائل بشری است -  قلب همه خدا پرستان عالم را به درد آورد و کوس رسوایی داعیه داران ِدروغین ِحقوق بشر وارزشهای پذیرفته بشری را بار دیگر به صدا در آورد.

    اگر آن عده معدود و حامیانشان مدعی ایمان و دینداریند، آیا این رسم احترام به ادیان دیگرست؟

     مسلّما این عده اندک و اربابانشان، نه مسیحی اند و نه مومن و دیندار،. و دست جبار صهیونیسم بین الملل در این اهانت رسوا، مثل همه توطئه های دیگر به خوبی مشهود است.

     

    الغرض در این وانفسای جنون و شیطانیت، جایی که "سنگ را بسته اند و سگ ها را گشاده" باید همه  دردمندان جهان، همدل و هم صدا، و همدست و همقدم با همه مومنین عالم، ضمن محکوم کردن این حرکت زشت، سخیف و دیوانه وار، اعلام کنیم با تأسی از رهبر معظم انقلاب،  ارتباطی میان حادثه اخیر و کلیسا و مسیحیت نمی دانیم و حرکات عروسکی ِچند کشیش ابله و مزدور را به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نمی نویسیم.

    و باید هم صدا با ولی امر مسلمین جهان، حضرت آیت الله خامنه ای(دام ظله العالی)اعلامکنیم:

    " ما  مسلمان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی خواسته دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه‌وار است درس قرآن به ما در نقطه مقابل آن قرار دارد."


    اگر " همواره تاریک ترین ساعات شب، لحظات پیش از فجر و تولد روشنایی هست" باید خوشحال بود! که شیطان و شیطانیان، چون به بن بست رسیده اند و شیپور های تبلیغی و زرق و برق های تصویری آنها بی خاصیت شده است، دست به این انتحار ابلهانه زده اند

    لذا یقینا باور دارم " دل قوی دار ، سحر نزدیک است"

    و به قول قرآن عزیز که جانها فدای او :  أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ؟

     

     



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : راحل | نظرات دیگران [ نظر]

    دانلود کلیپ فتنه شدیدتر از دجال

    چهارشنبه 88 دی 30 ساعت 1:18 صبح

    به نام خدا


    بعد از مناظره، بنده تمایل به دشمن، عداوت به دوستان و فتنه شدیدتر از دجال را در او دیدم


    چرا شوخی میکنید ، چرا با خون شهدای مملکت بازی  می کنید
    چه کسی باید این حرف ها رو بزند...
    به من می گویند حاج آفا شما وجهه خودتون را خراب نکنید!
    سیاسی حرف نزنید!

    خاک بر سر اون وجهه ای که بخواهد ما را از انجام وظیفه دور کند
    من خیانت به امام زمان و فرجش  بکنم با سکوت در این مقابل این رجاله های کثیف که استعداد قتل اباعبداله الحسین از شراره های چشم های کثیفشون می باره

    من دوست و دشمن را قاطی نمیکنم ولی دوستان، حسین را کشتند
    یک نفر بلند شه در تاریخ بگه دشمنان، حسین را کشتند.
    ماسمالیزیشن داریم میکنیم همه مسائل رو ، مماشات داریم میکنیم.


    حق بگید ، ما باید جریان رسیدن از مصلحت به حقیقت را دنبال بکنیم
    به جایی می رسیم که فرج آقا امام زمان رخ بده.
    هر چه جلوتر می ریم کمتر مقام ولایت تن به مصلحت خواهند داد و به حقایق رفتار خواهند کرد.



    کلیپ صوتی 58 دقیقه با 3 کیفیت

    و این هم کلیپ زیبای میکس شده       کلیپ




  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : راحل | نظرات دیگران [ نظر]

    به نام او که می فرماید:
    إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاءَ لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ (اعراف 27)


    رئیس سازمان بسیج مستضعفین: مخالفان یا فساد اخلاقی دارند یا مالی یا معتادند
    خب!
    این جمله سردار نقدی، باعث شد تا مطلبی به ذهنم برسه! و ببینیم اصلا اونهایی که بعضی کار ها رو انجام میدن، فساد اخلاقی دارن؟ مفسد مالی هستن؟ و خیلی فساد های دیگه که مختصرا در ذیل اومده!
    پیشاپیش از محضر بسیاری از بزرگواران به واسطه این سبک نگارش عذرخواهی می کنم مخصوصا از خدمت مراجع واقعی و علمای بزرگ تشیع که همواره با رشادت ها و بصیرت اونها، اسلام در طول تاریخ از گزند شیاطین حفظ شده و همچنین از جناب سردار! که واقعا انسانی نازنین و الهی هستن و البته یک سرباز واقعی برای ولایت


    کدام فساد اخلاقی؟
    همجنسبازی نشانه آزادی و آزادگی است!!!


    عجب آدمائین ها! بعد میگن چرا به ما میگن متحجر!

    آخه مثلا! همجنس بازی، کجاش فساده ؟
    تو بیشتر کشورهای دنیا الان اینا به صورت قانونی دارن زندگی عاشقانه شون رو انجام می دن! حالا هی شما بگو حرامه! بگو غیر قانونیه
    تو همین ایرانش!
    مگه چن سال پیش تلاش نکردن که قانونی در این زمینه مطرح کنن؟
     پس یعنی میشه قانونیش کرد دیگه!!!
    حکم شرعیشم میشه راحت گرفت!
     از پتانسیل این مرجعه آوانگارد، پس کی باید استفاده کرد؟
     مرجعه ها! پشم که نیست! مقتضیات زمان رو می فهمه! گیرم که تو این هزار و چند سال، این همه مجتهد شیعه اومدن و رفتن و نفهمیدن! حالا که یکی داره می فهمه، حالا که یکی رابطه خوبی با آمریکا و اسرائیل داره و اونا هم حسابی قبولش دارن، این عقب مونده ها نمی ذارن! اصلا از حسادتشونه...!!!

    داشتم می گفتم!
    این سردار نقدی هم واقعا افراطیه ها!
    آخه چه ایرادی داره یه تعدادی از انسان های روشن چیز!(روشن فکر) دوست داشته باشن مرداشون با مرداشون و زناشون با زناشون باشن! خب اینام اینجوری دوس دارن!
    قوم لوط و عذاب و ... همش افسانه است! اگرم واقعی باشه مال هزاران سال پیشه! نیازهای امروز بشر فرق کرده خوب!!!
    اصلا گیرم که کار اون ها غلط!
    به من و شما چه آخه؟

    فساد اخلاقی کدومه؟
    بده که بعضیا تنوع طلبن! بده که به یه شوهر قانع نیستن؟ بده که ....
    بابا اینام آدمن! دل دارن! اصلا چرا بعضیا انقدر امْل هستن آخه؟ گذشت دوران یک مرد و یک عشق!

    حالا که غربیای متمدن دارن روی قانون ازدواج با روبات(‏البته فعلا روبات هاشون روبات نشده! فعلا بگید ازدواج با عروسک!) کار می کنن چه ایرادی داره این مردان و زنان آوانگارد ایرانی - که سالها تو غرب بودن و حسابی ازشون چیزهای خوب! یاد گرفتن -  بیان به جای ازدواج با همجنس، با حیوانات زبان بسته ای که هزاران ساله داره در حقشون ظلم میشه، ازدواج کنن و رابطه داشتن!
    آخه مگه خر یا کرگدن یا شغال، چیش از این همجنسای تکراری کمتره ؟

    یه ذره باید واقع بین بود خب!
    تا کی تحجر؟ تا کی مقدس بازی؟ 666 چیش از صلیب و اینجور چیزا کمتره آخه!
    بابا شیطان هم یه موجوده دیگه! و چون بنده خداس بالاخره یه موجوده دیگه! شاعر میگه: بنی آدم اعضای یک دیگرند! اصلا این شیطان خیلی هم خوبه!!!

    همین مفسد اقتصادی!
    از کی تا حالا اونی که یه چن میلیاردی از بانک وام می گیره می شه مفسد؟
    حالا گیرم که یه چن سالی هم دیرکرد داشته باشه در پرداختش!
    اصلا گیرم که نخواد پس بده! به من و شما چه؟ مگه سهمه بابای بعضیاس که انقد خودشونو هلاک می کنن؟
    مال بیت الماله! اینام دارن برای همین ملت خرج می کنن!
    مگه بده برای پیشبرد اهداف انسان دوستانه آقای سوروس یا پیاده کردن آزادی های آقای جین شارپ پول خرج بشه؟

    اصلا همین شماهایید که نمی ذارید ایران پیشرفت کنه!
    برید بچسبید به همون خدا و پیغمبر هزار و چن صد سال پیشتون! هی مسجد بسازید!
    هی مدرسه بسازید
    افتخارتون این باشه که به محرومان می رسید!!!
    آخه یه سری آدم بی سواد بی فرهنگ، که هیچی از آزادی نمی فهن،‏رسیدگی می خواد؟
    اونا همون بهتر که برن به خداشون برسن و به بعداز مرگشون فکر کنن!

    آخه اصلا کدوم مرگ؟
    یه میکروفون بذار توی قبر! ببین اصلا صدایی میاد؟
    نکیر و منکر کجا بود؟
    چرا الکی ملت رو خر می کنین؟
    خدا کیلویی چنده؟

    یا اصلا این چه وضعشه که به ملت مظلوم مارک می زنین؟
    همه گفتن و همه هم می دونن که اعتیاد بیماریه!
    حالا گیرم که یه نفر نسبت به یه سری مواد علاقه داره  و ازش استفاده می کنه تا بره فضا؟
    یا اصلا گیرم که به خاطر همنوع دوستیش می خواد امکان فضا رفتن بقیه رو هم تامین کنه!
    چه ایرادی داره؟ مگه معتاد آدم نیست؟
    مگه معتاد حق نداره هر کی رو خواست ببره فضا؟ آزادی کجاست پس؟

    خلاصه که این آقای بسیج مستضعفین، شیرین می زنه!
    حرفای دهه هفتادی( به میلادی!) می زنه،‏ناموس چیه بابا؟ عشق است تمدن،‏ عشق است تنوع! هورا شیطان

     

    در آخر:
    به برخی دوستان که نسبت به بنده لطف زایدالوصفی دارن عرض میشه که:
    بنده با یکی از دوستان که می نویسند:" جمیع فحش هایی که سبزی ها می دهند به حساب یزید دوران موسوی واریز می شود " موافق نیستم و اعتقادی به این جور رفتار ها ندارم.
    فحش ها و اهانت هایی که از جانب برخی ها به حقیر یا دوستان می شه، باور کنین بیشتر از اون که آدمی رو ناراحت کنه، باعث انبساط خاطر هست و قوت قلب که:
     بله! دشمنان حق و حقیقت، در طول تاریخ همیشه از این شیوه ها استفاده کرده اند، و حق مداران همیشه با فحش و اهانت و اسارت و کتک . . . پاسخ داده شده اند! اما همیشه باور داشته اند و گفته اند:
    لاتحزن! ان الله معنا
    و مایه تاسف! که چقدر حقیر و ضعیف و بی منطقن اند برخی ها که تنها توانشون در فحاشی و بی ادبیه!
    البته تقصیر این ها نیست!

    به قول امام حسین (ع) در عاشورا:
    اینها که شکم های خود را از حرام ها پر کرده اند، حق را نمی بینند و نمی شنوند!
    تازه بازم گلی به گوشه جمال شمر و یزید و .....

    شمرهای ایرانی که .....



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : راحل | نظرات دیگران [ نظر]


    همه از مردن در راه آرمان هایشان می گویند!
    اما چرا کسی از کشتن در راه آرمان هایش نمی گوید؟

    ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم

    از حرف تا عمل!
    ایهود یک سرباز یهودی از شهرک نشین حیفا است.
     او پرچم هیچ کجا را آتش نمی زند. به جایش خانه ارحام و محمد را آتش می زند.
    او به اردوی راهیان نور نمی رود. او به تفریح و شکار می رود. روزی دو یا سه کودک فلسطینی در غزه!
    او رژه می رود اما نه بر روی پرچم ما و یا پرچم فلسطین! او اصلا بر روی هیچ پرچمی رژه نمی رود. او بر روی جنازه های فلسطینی رژه می رود
    و برعکس من که با عصبانیت فریاد می کشم  لبخند می زند و به رژه خود ادامه می دهد.
    او به یادش نمی آید هیچ وقت سنگی پرتاب کرده باشد، او گلوله شلیک می کند.
    او هم جنگ را خوب می شناسد و هم جنگیدن را، برعکس من که نه جنگ را می شناسم و نه جنگیدن بلدم.
    کاش من هم می توانستم مانند ایهود در آرمان هایم انقلابی باشم!


    خداوند رحمت کند سید حسن حسینی را چه خوب گفت:"
    در سینه ی بیشتر سران کشورهای عربی یک شهرک یهودی نشین می تپد!"
     
    و چقدر ما در آرمان هایمان شعار می دهیم!
    آری بیایید برای مردم غزه سوره حشر بخوانیم!
    بیایید دعا کنیم!
    بیایید راهپیمایی کنیم!
    بیایید...
    اما به عمل کار برآید!
    مگر نه اینست که "خداوند حال و شرایط هیچ قوم و ملتی را عوض نمی کند مگر به دست و خواست و اراده خود آن قوم"
    چه می شود مارا؟
    مگر این همان اسراییلی نیست که به فرموده امام راحل، با توف مسلمین غرق می شود؟
    چه می شود مارا؟
    چرا امروز تمام حیثیت اسلام و غیرت مسلمین را به بازی و سخره می گیرند و دم بر نمی آوریم!
    سران بی غیرت عربی را چه می شود؟ مسلمین را چه می شود؟
    اگر نمی توان انتظاری از مسلمانان فهدی! داشت، پس مومنان حسینی چرا اینگونه خاموش اند؟!!



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : راحل | نظرات دیگران [ نظر]

    آن زمان که شیطان خدا می شود قسمت سوم

    چهارشنبه 87 آبان 1 ساعت 1:7 صبح

    و قل رب اعوذ بک من همزات الشیاطین
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام بر دوستان!
    قسمت سوم اختصاص داره به بررسی دلایلی که باعث امر تکاثف یا علنی شدن شیطان شده.

    در شماره بعد که آخرین شماره خواهد بود انشاءالله نمونه هایی از این تلاش شیطان و مصادیقی رو شیطانی بودن و نماد های شیطانی و رد پای او درغرب خواهیم آورد.

    دعایمان کنید

     قسمت سوم
    شیطان ظاهر می شود

    در این 200 سال اخیر تمامی انقلاب ها به سود شیطان بوده است:

    انقلاب چین: انقلاب کمونیستی و به سود شیطان

    انقلاب شوروی: انقلاب مارکسیستی و اعتقاد بر بی خدایی

    انقلاب نیکاراگویه، انقلاب کوبا . . .

    تمامی این انقلاب ها به نفع شیطان رقم خورده اند و انسان های زیادی را هم به کام مرگ فرستاده اند. تنها یک انقلاب غیر مارکسیستی می شناسیم و آن انقلاب فرانسه است که به نوبه خود دو مسأله را محقق کرده است:

    1: ناسیونالیسم 2: لیبرالیسم( اعتقاد به مباح بودن هر چیز و نفی قیود حلال و حرام هر چیز)

    ایدئولوژی که بعدها اساس بنیان غرب شد. یعنی هیچ حرام و مکروه یا حلال و مستحبی را برنتافتن و افسار به دست هوس دادن !

    فرانسوی ها می گویند:

     le se fer "ولش کن" که همین پایه فرهنگ اباحه غرب است.

    و شیطان تا زمانی که ملت ها برایش کشته می دهند تا حکومت های شیطانی تشکیل دهند، آیا دلیلی برای خود نمایی دارد؟

    ولی امروز اگر در آخرالزمان با خود شیطان و علنی شدن حضور او مواجهیم، یک دلیل جدی دارد و آن "انقلاب اسلامی " در ایران است.

    انقلابی که استمرار حرکت انبیاست. انقلابی که 124 هزار نبی برای آن جان کندند، 12 امام برای آن خون دل خوردند و روح الله امتداد این خط سرخ است. انقلابی که تنها علیه شاه نبود؛ با ملتی غیور و مومن علیه تمامی طاغوت ها و شیاطین قیام کرد! انقلابی که مبدأ آن 15 خرداد 42 نیست و سیر آن از آدم و ابراهیم و نوح و عیسی و موسی می گذرد. با عام الفیل و شعب ابی طالب و غدیر گره می خورد، از ثقیفه و خلافت و کربلا تا زنده به گور کردن شیعیان در زمان حجاج ادامه می یابد. داغ غیبت بر جبینش می نشیند و در نهایت به روح الله و ملت ایران ختم می شود.

    ملتی که یک تنه با دین خود در مقابل تمام دنیای پر شیطان غرب می ایستد!

    انقلابی که آمریکا را شیطان بزرگ می نامند و به قول ریگان( رئیس جمهور وقت آمریکا) که گفت: " ایران مارا تحقیر کرد" مشت محکمی بر دهان شیطان می کوبد!

     

    ادامه دارد...



  • کلمات کلیدی : فکر و ذکر
  • نوشته شده توسط : راحل | نظرات دیگران [ نظر]


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    بگو از کدامین قبیله ای برادر
    نامه ای به فرزند شهید حمید باکری
    خانه ای که سقف ندارد، یادداشتی برای خانه سینما(مثلا ایران!)
    قصور در اعدام سلمان رشدی ملعون + دلگزه های یک مسلمان
    دانلود کلیپ فتنه شدیدتر از دجال
    کدام فساد اخلاقی؟ همجنسبازی نتیجه آزادی است!!!
    کاش من هم مثل ایهود در آرمان هایم انقلابی بودم!
    آن زمان که شیطان خدا می شود قسمت سوم
    [عناوین آرشیوشده]


    سفارش تبلیغ

    پایه عکاسی مونوپاد
    جمکرانی شویم